امشب ميرسيم به حمله مغول و سرداری دلاور به نام جلال الدين خوارزمشاه شاهزاده دلاور ايرانی پس از مرگ پدر و فرار وی اين فرزند خلف ايران با جمع اوری لشکر ی کوچک و دلاور از مردم ری اصفهان و يزد و ترکمن و اذربايجانی و لر بختياری به حوالی سند لشکر کشيد در اين منطقه سوباتای با صد هزار سپاه تغاجارنويان با صد هزار سپاه و چنگيز و جوجی نيز با ۲۰۰هزار سپاه به نبرد لشکر دلاور و کم تعداد ايران امدند تعداد ايرانيان کلا ۵۰هزار نفر بود نبرد شديد باعث عقب نشينی مغولان شد اما سپاه انبوه سوباتای و تغاجار و کمبود بنه و خيانت لشکريان غوری و عرب باعث شد سلطان جلاالدين با تحمل تلفات سنگين ۴۵هزار کشته از سند عقب نشيند شدت دلاوری او به حدی بود که چنگيز فرياد زد کاش فرزندی مثل او داشتم خوشابه سعادت پدرش سلطان به درخواست مادرش و زنان حرم زنان و دختران بی پناه خود را از ترس اسارت در سند غرق کردو به مشهد امد و با لشکر از مردم اردبيل و ری ومشهد و يزديان به گروهی از مغولان به تعداد۱۱هزار نفر برخورد کرد با ۱حمله انان را از پای دراورد و در نيشابور که مردم اوازه ورود سپاه ايران و جلاالدين را شنيده بودندبه شدت و خانه به خانه با مغولان در اويختند تا سپاه ری و همدان برسيدو مغولان کشتار بکرد داماد چنگيز نيز بمرد و چنگيز از نيشابور و کشتار مردم پشته بساخت تا دخترش ارام گيرد سلطان دلاور بر اثر جراحات و زخم در ميدان نبرد بم و اصفهان که منجر به شکست مغول شد به سمت اذربايجان حرکت کرد برای جمع اوری سپاه و يکه و تنها ميرفت و سپاه ۵۰۰هزار نفری سوباتای در تعقيب وی بودند جلال الدين به شهر بانه رسيد و به حمايت خان کردی به خانه وی برفت که مردی از کردان نيمه شب به اوگفت ای سلطان بنه برچين و فرار کن خان با دادن سر تو و دادن پانصد دختر باکره و تقديم هزار سکه زر سرخ ملک خود را از مغول خريده اشاره به خان و فرماندار کردستان ان موقع سلطان يکه و تنها با مرد کرد بگريخت خان و مغولان زن و فرزند ان مرد را تکه تکه کردند و سپاهی ده هزار نفره به سمت عجب شيردر اذربايجان شرقی کنونی روانه کردند شبانه به سلطان رسيدندو ان مرد کرد و سلطان راکه درتب ميسوخت را سر ببريدندو مردمان کردستان و اذربايجان و ايران کلا با به خاک افتادن ان سر پرشور به دست ان خان ملعون که با دست خود سر سلطان مريض راببريد اشکها ريختند و مسلمانان و زرتشتيان و حتی ارامنه در عبادتگاهای خود بسيار گريستند و مغولان بدون ترس تجاوز کردند و سوزاندند و بردندو ۱۵۰ سال نام ايران نبود و حتی مردمان فراموش کردند نام ايران تا شاه اسماعيل صفوی از مردم خلخال در اردبيل که توسط مادر فرهنگ دوست به نام دسپينا خاتون پرورش يافته بود و مادرش برای او خوانده بود داستانها ی تاريخ ايران از شاهان و دلاوران وقتی که به شاهی رسيد فرمود به خدای احدو واحد در مسجد تبريز اعلام ميکنم هر کس که مخالف ايران باشد و تشکيل مجدد کشور ايران زنده اش نگذارم و سرو کارش با شمشير است مرشدی جوان فرياد زد ايران کجاست در کجای جهان است تا شاه ذکر مصايب ايران قبل مغول و حلاوت داستان و زندگی شيرين ايرانيان را بگفت و مرشدان گريه سر دادندو فریاد زدند انچه که مرشد بزرگ گويد حق است يا حق يا مرگ همه ايالات لبيک يا حق دادند جز ايالت سيستان و خوزستان که شاه دلاور با سپاهی بساط خلفای ابن مشعع را از خوزستان برچيد وئ فرماندهی به دورميش خان داد و سيستان را از ملوک خلج بگرفت و به سرداری کرمانی داد و مشهد را از شيبک خان ازبک و ايرانی متحد و امن باقی گذارد ودر سن ۳۸ سالگی به علت ناراحتی شديدی که از جانب شکست چالدران و جداش دن خاک وطن دچارش شده بود دق مرگ شده و بدرود حياط گفت ياد اين دلاوران گرامی . بس عهدها بشکسته شد ديگر خدا هم خسته شد ای چرخ افسونت چه شد ازتنب کوچک تا ارس کاوه ستارخانو فريدونت چه شد
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٠ ب.ظ توسط فرشید
چهارشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸۳
با سلام دوباره ميخوام براتون بنويسم ازمشاهدات خودم در دوبی و وضعيت ايرانيان مقيم دوبی و اقتصاد اين منطقه من به مدت دو هفته برای بررسی اوضاع کاری خودم به دوبی رفتم و در يک هتل ۴ستاره اقامت کردم شهر دوبی بسيار گرمه و حتی اب اشاميدنی نداره و اب سرد را که وا کنيد انگار اب جوش کتری مياد اسفالت خيابان دست کمی از تهران نداره فقط لگه گيری شده و خطکشی خيابانا کهنه و نامطلوب جدول بندی تهران تبريز يا اصفهان خودمون بسيار بهتره فضای سبز بازم ايران برتره اما ازادی حرف اوله هيچ کس مزاحم خيابانی نميشه برای اما اکثر زنان بدنام دوبی چينی فيليپينی و رو س و تاجيکن اهل باکو و اين دوتای اخر ميگن ما ايرانی هستيم اما از دختران ايرانی بگم دختران ايرانی در کاباره ميترا مارکوپولو و کاباره تهران به فاحشگی وا داشته شدن و در مقابل اون پول ناچيزی ميگيرن اکثر شيوخ عرب در فجيره در ۱۰۰کيلومتری شارجه ساکن هستن و ۹۰ درصد دختران ايرانی اونجا نگهداری ميشن قاچاق دختران ايرانی بر عهده ۱باند يا چند بانده که اکثرا مردای شيرازين و دخترا رو از اهواز و ابادان و شيراز و اصفهان و کرمانشاه به طورعمده و تهران وتبريزو مشهدموردی ميبرن دوبی نرخ دخترا تو فجيره از ۱۰۰۰درهم تا ۳۰۰۰درهمه که از اين مبلغ گران تنها حداکثر ۳۰۰درهم به خود دختر ميدن من خواستم برم فجيره پليس که انگار هماهنگه با اونا اجازه ورود ايرانيا رو نداد البته در صورتيکه به دوبی ميريد مواظب دختراتون باشيد و زناتون اونجا همه دنبال دختر ايرانين از مردان سياه افريقای تا روسا همه وهمه سر بيشرفی چند ايرانی که شرم باشه نام ايران روی اسم اوناگذاشت اما خوشبختانه با دلاوری و پايمردی نيروهای اطلاعات سپاه پاسداران و نيرو ی انتظامی و فرزندان دلاور نيروی دريايی سپاه و ارتش تعداداين دختران کم شده و شمار زيادی عواملش بازداشت شدن اما دولت بايد لنجای باری بندرعباسی رو کنترل کنه چون ۱راه قاچاق از لنجاس و فرودگاه شيراز بايد بيشتر کنترل بشه چون مافيای قاچاق دختر ايرانی اکثرا شيرازين و لاری با شرمندگی از شيرازيای ميهن دوستاما در دوبی اجناس ارزان اما اکثرا ساخت چينه و چون مردم ارامی داره همه در سعادتن پليس اين شهر و فرودگاه با ايرانيا بسيار مهربان بودن و من در شارجه و دوبی مردمان با محبتی ديدم و پليس مهربان اما هيچ جای دنيا خاک ايران نميشه هيچ مردمی به دلاور ی و غيرت اذريا نميشن و هيچ گفتاری زيباتر از پارسی نيست و هيچ جا در تمام جهان تهران مشهد اردبيل تبريز اروميه و سنندج و اصفهان و اهواز نميشه اينو همه ميگفتن در هواپيما هر چند خوشی در دوبی تمام ميشد و برگشت به ايران سرزمين پر از قوانين دستو پاگير سخت بود اما اونجا فهميدم همه منتظرن جنگ شه بريزن خاک ما و دختران ما رو ببرن اينو خودم دیديم چند هندی و يمنی به من رسيدن تو سيتی سنتر و فهميدن ايرانيم گفتن ايرانين بيتيفول گرزو چند حرف زشت که کم بوده کار به درگيری بکشه که با حضورپليس دوبی که هميهشه حاضره معذرت خواستن و منم خودمو برای روز ی اماده کردم که اينا قراره حمله کنن به ايران وای به ما اگه اينا بيان فقط خدا به ما رحم کنه يا بايد بميريم مثل مرد برای دفاع از وطن يا شرف يا مثل دارفور سودان مردار و جمع ميکن و جلوشن به زناشون تجاوز ميکنن اين کار اعراب امهری سودانی بوده تو نبرد دارفور پس وای بر ما مرگ با عزت به از زندگی با ذلت ياشا وطنيم ايران
¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:۱٠ ب.ظ توسط فرشید